تبليغاتX
عسل بانوی خودمون

عسل بانوی خودمون

شخصی

ازدواج


مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت :
     می خواهم ازدواج کنم .
پدر خوشحال شد و پرسید :
     نام دختر چیست ؟
مرد جوان گفت :
       نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند .
پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت :
        من متاسفم به جهت این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو .
مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت :
        مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم .
مادرش لبخند زد و گفت :
     نگران نباش پسرم . تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی . چون تو پسر او نیستی .

*************************************************************

با تشكر از دوستي كه اين مطلب بانمك را براي من ايميل كردند.                                                      

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اردیبهشت1389ساعت 8:46 AM  توسط عسل بانو  | 

جنبش زلزله ي سينه ها

عجب ساليه سال 89 ... ميبينين كه من  هم زدم تو كار نوشتن مطالب س. ك . س . ي   ....چيكار كنم خب هر جا ميشيني ميبيني حرف از بي مبالاتي زنان ايراني و نزديك تر شدن خطر زلزله است . بازم بنازم به غيرت00 2 هزار زن و دختر امريكايي و اروپايي كه در يك اقدام جانانه و البته اعتراضي دعوت يكي از دوستانشون  رو كه نسبت به فرمايشات گهر بار حجه الاسلام صديقي كه شاهكار جديد بعد از انتخاباته  واكنش نشون داده  رو پذيرفته اند و در يك روز معين كه فكر ميكنم پريروز بوده همگي با كمترين پوشش به عنوان لباس و غالبا دكلته يه محل كار و تحصيل خود رفته اند تا ثابت كنند كه وقوع زلزله ربطي به پوشش زن نداره و اسم حركتشون رو گذاشتن "جنبش زلزله ي سينه ها ". من كه نشنيدم ديروز و امروز جايي  در امريكا و اروپا زلزله اومده باشه ،شما شنيدين ؟ نميدونم ملت ايران به چي ميگن توهين و چرا صدا از هيچكسي در نيومد وقتي اين پير كفتار نفهم پشت تريبون نماز جمعه به اين وضوح به زن و صد البته به مرد ايراني اهانت كرد و همه رو زناكار خوند . به والله اگر افغانستان و عراق بود فكر ميكنم همه با تير و تفنگ ميريختن بيرون و تا حق اين كثافت رو نميذاشتن كف دستش ول كن ماجرا نبودن ولي ما انگار پوستمون  هم كلفت شده . شايد از خواص زناكار بودن پوست كلفتي هم باشه . نميدونم.شرم آوره كه هيچكس هيچ چيز نگفت . ايشان همچنين اضافه فرمودند كه براي اينكه زير آوار نمونيم بايد به مذهب رو بياريم !!!! ببينم همون لحظه اي كه زلزله مياد بايد رو بياريم يا حالا ؟ دستور العملش شفاف نيست پدر سگ . من نميدونم اينا چه گهي تو اين 30 سال ميخوردن كه شكر خدا كار كه نكرديم تا بالاخره يادشون افتاد و امسال شكر خورد كردن كه ايهاالناس بيايين مضاعف كار كنيم شايد به جايي برسيم ، رانت خواري و دزدي و فساد و فحشا و فقر و دروغ و دغل هم كه قربونش برم داره به عرش اعلا ميرسه . انقدر هم زن و مرد اين مملكت زنا كردن كه تمام گسل هاي تهران ترك برداشته و قراره كن فيكون بشه . پس اين نظام ارزشمند چه كار فرهنگي اي ميكرده تو اين سالها ؟ تازه افتاديم به گدايي حمايت از اوگاندا و زيمبابوه  كه از ما پشتيباني كنن تا تحريم صورت نگيره ، اونجام  كه به يارو گفتن " پشه ي مالاريا " منوچ خان  هم كه كور و پشيمون و دماغ سوخته برگشته ،نمايشگاه نفت و گاز هم كه با ناكامي به پايان رسيد و الحمدلله هيچ سرمايه گذاري از خارج متقاضي نبو د . بهتر اگر غير از اين بود دوباره فرياد ميزدن تو بوق و كرنا كه " ايران بر فراز بام صادرات نفت جهان ..." اي خدا چرا ماجراي پينوكيو واقعي نيست تا " سيه روي شود هر كه در او غش باشد "

افتضاح ديشب رو هم كه ديدين ؟ بازي سپاهان با اين تيم عربي كه الان نميدونم اسمش چي بود . تمام ورزشگاه رو پلاكارد زده بودن كه ... خليج عربي ... " اي خاك بر سر رهبران  ما بكنن . ببينم ما با اسرائيل دعوا داريم چون معنقدیم که به عرب ها ظلم ميكنه . حالا چه جوريه كه عرب ها تره هم براي ما خورد نميكنن كه هيچ ما رو به مسخره هم ميگيرن و ما هيچ واكنش آني نشون نميديم ؟ با اسرائيل مسابقه نميديم و جايزه هم ميگيريم پس چرا ديشب دستور ندادن بازيكنان سپاهان زمين رو ترك كنن ؟ و اين ننگ نود دقيقه جلوي چشم ما بود ؟ بايد تف كرد به اين د و ل ت و ح ك و م ت با اين سياست هاي يك بام و دو هواشون .

نميدونم ديگه چي بنويسم . از ديشب كلي اوقاتم تلخه . براي خودمون متاسفم . ولي اگه بدونم كه حجاب ناقص من هم ممكنه به زلزله كمك بيشتري بكنه و تعداد بيشتري ازين شپش ها زير آوار بمونن و كشته بشن حاضرم همين دو تيكه رو هم از تنم در بيارم . ما كه بدناميم اينم روش .

*********************************************************************

پی نوشت :

عدالت رو ببینین ملت تو آمریکا و اروپا لخت شدن امروز تو بندر عباس زلزله اومده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 9:6 AM  توسط عسل بانو  | 

يه خبر داغ دارم يه خبر داغ دارم....

آفتاب: يكي از وزراي كابينه احمدي نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار آن شده كه روابط جنسي زوج و زوجه در ساعات معيني باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليتها كاهش پيدا كند
خبرنگار یک سایت كه اين خبر را از جلسه مذكور مخابره كرده مي نويسد: وي در سخنراني خود، جلوگيري از ايجاد معلوليت و بيماري را مقدم بر درمان دانست و گفت در صورت رعايت آيات و روايات در اين زمينه، درصد معلوليتها كاهش مي يابد.
وي در اين جلسه رسمي كه بانوان نيز شركت داشتند به روايتي اشاره كرد كه اعمال جنسي زن و مرد در چه ساعاتي از شب صورت پذيرد كه فرزندان سالمي حاصل شود.
گزارش مي افزايد برخي از حاضران با تعجب نگاه خود را به زير انداخته و برخي از خجالت، سرخ شده بودند. وي داراي ليسانس رياضيات و فوق ليسانس مهندسي صنايع است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعت 12:44 PM  توسط عسل بانو  | 

فقط براي دل خودم



قايقي خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از اين شهر غريب

كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه ي عشق

قهرمانان را بيدار كند


قايق از تور تهي 

و دل از آرزوي مرواريد

همچنان خواهم راند

 نه به آبي ها دل خواهم بست

 نه به دريا پرياني كه سر از آب بدر مي آرند

 و در آن تابش تنهايي ماهي گيران

 مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان


همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند

دور بايدشد ، دور



همچنان خواهم خواند

همچنان خواهم خواند

پشت دريا ها شهري است

كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است

بام ها جاي كبوتر هايي است ، كه به فواره ي هوش بشري مي نگرند .

دست هر كودك ده ساله ي شهر ، شاخه ي معرفتي است

خاك موسيقي احساس ترا ميشنود

 و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد



 پشت دريا ها شهري است

 كه در آن وسعت خورشيد به اندازه ي چشمان سحرخيزان است

شاعران  وارث آب و خرد و روشني اند



پشت درياها شهري است

قايقي بايد ساخت ...



                                        "سهراب سپهري "

+ نوشته شده در  شنبه 4 اردیبهشت1389ساعت 11:59 AM  توسط عسل بانو  | 

نقش هاي ماندگار

ديشب كه اين سريال مزخرف "كيمياگر " رو نشون ميداد به فكر نوشتن اين پست افتادم . به بازي ها نگاه ميكردم همه سردستي و سبك و بي محتوا ، به كلام گوش ميكردم سخيف و بلاتكليف . يعني معلوم نبود بالاخره نحوه ي محاوره ومكالمه در اين سريال رسمي است يا غير رسمي . به سبك قديم است يا به سبك كوچه و بازار .وقتي حكيم دربار در باره ي كارش در خدمت به سلطان عنوان " سگ دو زدن " رو بكار برد آه از نهادم بلند شد كه اين نويسنده و كارگردان آخه چيكاره اند ؟ اين سريال با چه هدفي و چه انگيزه اي ساخته شده ؟ چرا هيچكس در نقش خودش فرو نرفته ؟ حتي اين مردك سبك رفتاري كه اسم عالي و وزين " محمد زكرياي رازي " رو به دوش ميكشه ؟ اين هنر پيشه هاي آشغال رو از كجا ميارن ؟ هنرپيشگي تو اين خرابشده داره به كدوم طرف ميره ؟ گريم مصنوعي ! لباسها نا هماهنگ و بي هويت ! دكور افتضاح !!! و از همه بدتر هنر پيشه ها .چه امير قلابي اي  !!! شاه بخارا ،امير مقتدر ساماني !!! چرا هيچ ارزشي براي بيننده قائل نيستند ؟وقتي كه رفتم بخوابم تو ذهن خودم فيلم هاي خيلي قشنگ و باارزش و هنرپيشه هاي درست و حسابي رو كم و بيش به ياد مياوردم و نقش هاي ماندگاري كه يقينا هيچ كس ديگه اي نميتونست به اين خوبي اجرا كنه مثل :

نقش زنده ياد خسرو شكيبايي در فيلم " هامون " و يا " پري "

نقش بيتا فرهي در فيلم " بانو"

نقش عزت الله انتظامي  در فيلم "گاو "

نقش اكبر عبدي در فيلم " آدم برفي "

نقش پرويز پرستويي در فيلم " مارمولك "

نقش زنده ياد حميده ي خير آبادي در فيلم " اجاره نشين ها "

نقش مهرانه ي مهين ترابي در سريال " همسران "

نقش علي دهكردي در فيلم " از كرخه تا راين "

نقش رضا كيانيان در " آژانس شيشه اي "

نقش زنده ياد جميله ي شيخي در " مسافران "

نقش علي نصيريان در " آقاي هالو "

نقش داوود رشيدي در " هزار دستان "

نقش فاطمه ي معتمد آريا در " زير تيغ "

نقش محمد رضا شريفي نيا در " دنيا "

نقش محمد علي كشاورز در " پدر سالار "

نقش بهروز وثوقي در " سوته دلان "

نقش گلاب آدينه در " مهمان مامان "

نقش شهاب حسيني در سريال " مدار صفر درجه "

نقش زنده ياد پروين سليماني در ...." طاهره خانوم "

نقش ماهايا پطروسيان در فيلم "هنرپيشه "

نقش امين تارخ در "بوعلي سينا "

نقش فريماه فرجامي در " مادر "

نقش جمشيد مشايخي در كمال الملك "

نقش رويا تيموريان در " زندان زنان "

نقش زنده ياد  مهدي فتحي  در "سريال امام علي  "

نقش ثريا قاسمي در "خواستگار "

نقش ژاله ي علو  در " روزي روزگاري "

نقش حسين ياري در " شب دهم "

نقش  كتايون رياحي در " يوسف پيامبر "

نقش گوهر خير انديش در " ارتفاع پست "

نقش ليلا حاتمي در " ليلا "

نقش محمد رضا هدايتي در " شبهاي برره "

نقش مهران مديري در " مرد هزار چهره "

نقش مسعود رايگان در "  خيلي دور خيلي نزديك "

نقش مهدي هاشمي در " سلطان و شبان "

نقش ...

.

.

.

 و حتي هنرپيشه هاي  گمنام فيلمهاي كيارستمي و مخملباف .يقينا اين ليست بيشتر از اينهاست  و بسياري ازين فيلمها چند نقش به ياد ماندني داشته اند و هر كدام از اين عزيزان در فيلم هاي متعدد هنرنمايي كرده اند ولي من از هر كدام يكي يا دو تا را اسم بردم تا  مطلب طولاني نشود و حوصله ي شما سر نرود . من اين چند نفر رو به خاطر آوردم .يقينا  شما هم ميتوانيد اضافه كنيد . فقط اين را ميدانم كه صنعت فيلمسازي و هنرهنرپيشگي در ايران رو به قهقرا ميرود آنهم نه آرام آرام بلكه به سرعت . ياد كساني كه نقش هاي ماندگار را براي ما ساختند به خير .


+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اردیبهشت1389ساعت 9:28 AM  توسط عسل بانو  | 

ترا دوست دارم

تو را بجای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم.

تو را به خاطر عطر نان گرم٬

برای برفی که آب می شود٬ دوست می دارم.

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام٬ دوست می دارم.

تو را به خاطر دوست داشتن٬ دوست می دارم.

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت٬

لبخندی که محو شد و هیچ وقت نشکفت٬ دوست می دارم.

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم.

برای پشت کردن به آرزوهای محال٬

به خاطر نابودی توهم و خیال٬ دوست می دارم.

تو را برای دوست داشتن٬ دوست می دارم.

تو را به خاطر بوی لاله های وحشی٬

به خاطر گونه های زرین آفتاب گردان٬

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم.

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام٬ دوست می دارم.

تو را برای لبخند تلخ لحظه ها٬

پرواز شیرین خاطره ها٬ دوست می دارم.

تو را به اندازه ی همه کسانی که نخواهم دید٬ دوست می دارم.

اندازه قطرات باران، ستاره های آسمان دوست می دارم.

تو را به اندازه خودت، اندازه قلب پاکت٬ دوست می دارم.

تو را برای دوست داشتن٬ دوست می دارم.

تو را به جای همه کسانی که نمی شناخته ام....دوست می دارم.

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام.... دوست می دارم.

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و

و نخستین گناه!

تو را به خاطر دوست داشتن٬ دوست می دارم.

تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم.........دوست می دارم.

 

« پل الوار- شاعر فرانسوی»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 فروردین1389ساعت 5:59 PM  توسط عسل بانو  | 

زن مصنوعي

ديشب جاي دوستان خالي رفته بوديم مهموني منزل يكي از رفقاي قديمي كه  اقلا چند سالي بود بچه هاشون رو نديده بوديم . بالاخره پيش اومده بود كه خانوم يا آقا رو توي كوچه و خيابون در حد يك سلام و عليك ديده باشيم ولي بچه ها رو نه . دو تا دختر دارن .ديشب واقعا جا خوردم وقتي بچه ها رو ديدم و از بزرگ شدنشون كلي تعجب كردم . همينه ديگه غافليم از رو به پيري رفتن خودمون كه ظاهرا با آخرين سرعت داريم پيش ميريم و حواسمون هم نيست . بعد از صرف شام كه رفتيم دور از آقايون نشستيم من نتونستم دهنمو نگه دارم و يواشكي به خانوم خونه گفتم ببين چرا پايين موهاتو مرتب نميكني ؟ انقدر كج و كوله شده !!! با تعجب و تمسخر لبخندي زد و گفت : اين مدلش همينجوريه . پيش خودم گفتم آخه اين چه مدليه ؟ موي نامرتب رو با يه كش كهنه ي فانتزي از پشت به قول خودمون دم اسبي بسته بود و ميگفت مدلشه . دوباره گفتم لااقل بده پائينشو صاف كنن .موي به اين كم پشتي اگه صاف  و يكدست كوتاه بشه كم پشتي اش كمتر به چشم مياد . دوباره خنديد و گفت  چي چي رو كوتاه كنم ؟ اين مو كلي پول خرجش شده و موهاي زرد و قهوه اي نازكش رو با دست جمع كرد و گرفت بالا و من ديدم كه اي دل غافل  ده ها كليپس فلزي بيخ موهاش بسته شده و اين موهاي زرد بد رنگ در حقيقت وصله پينه است !!! ميدونستم به اين ميگن اكستنشن  ولي تا حالا نديده بودم . زود خودمو جمع و جور كردم و گفتم مباركه خيلي قشنگه ،بهت خيلي مياد . سرشو تكون داد و گفت:  اين الان مده تو چرا نميكني ؟ به موهاي خوشگل خودم دست كشيدم و گفتم نميدونم هنوز به فكرش نيفتادم . گفت ميدوني يك هفته ي اول خيلي سخت بود به زور ژلوفن و آرامبخش ميخوابيدم از بس سرم درد ميكرد پرسيدم اگه بخواي بازش كني چي ؟ دوباره بايد بري آرايشگاه ؟ گفتن نه بابا  لازم نيست با يه انبر دست شوهرم باز ميكنه . شاخ در آورده بودم . تصورش رو بكنين شوهر  بدبخت با انبر دستي وسط گيسوان همسرش  بايد بگرده و كليپس فلزي باز كنه .چندش آوره . خدا رو شكر من مرد نشدم والا گيس زنم رو ميبريدم اگه ميخواست از اين مسخره بازي ها در بياره . در همين فكرا  بودم كه خانوم ميزبان پرسيد: راستي ببينم تو متوجه نشدي خط چشمم هم تاتو شده است . يه كم از زير و بالاي عينكم نگاه كردم و گفتم ببخشين ولي اين كه من ميبينم كه خط چشم معموليه ( شكر خدا من اينم بلد نيستم ) گفت خب پررنگش كردم . ...

.

.

.

از ديشب تا حالا به اين فكر ميكنم كه  انگار چيزي به اسم لطافت و ظرافت زنانه در بعضي از زنها نمونده . فكرش رو بكنين به گيسوان آراسته ي زني دست بكشي و زير دستت آهن حس بكني . چقدر شاعران كلاسيك ما در وصف مو و روي زن شعر گفتن . بيچاره ها به عقلشون نميرسيده كه شايد روزي مردي با انبر دستي وسط موهاي محبوبش رو جستجو بكنه و يا پول بده كه خانوم روي پلك چشمش رو با دهها ضربه ي سوزن  خط بكشه . خدايا چه جراتي دارن بعضي از خانومها . تصور ديدن يك زن با چهره اي معمولي به نظرم خيلي شيرين تر از ديدن زني است كه موهاش مصنوعيه و صورتش رو با ضرب خط و رنگ فراوان و غير عادي  نقاشي كرده . پدر جانم يه شعري ميخوندن كه من از ديشب هر چي فكر ميكنم مصرع اولش رو يادم نمياد ولي مصرع دومش اين بود ...

.

.

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را ....


+ نوشته شده در  یکشنبه 29 فروردین1389ساعت 10:47 AM  توسط عسل بانو  | 

باز هم اين مردك

آقا چي ميخوائين ديگه از اين ر ئ ئ ي س ج م ه و ر ؟

اگه بچه دار بشين كه ميخواد نفري يك ميليون تومان پول بده .

ماهي فلان مقدارهم كه ميخواد به حسابش بريزه تا وقتي به سن ما رسيد بدبخت و آسمون جل نباشه .

تو رو خدا به عقل كدوم ر ئ ي س ج م ه و ر تو دنيا رسيده تا حالا چنين فكر بكري ؟

حالام كه نطق كرده كه حقوق  هر كارمندي كه از تهران بره  رو پنجاه درصد اضافه ميكنه . عزيزمي به خدا ... جيگرتو بخورم خام خام !!!!

پيش بيني زلزله هم كه ميكنه .

پيرهن تيم ملي برزيل و كتاب خاطرات پله رو هم كه براش  ميارن .

فكر عرق كردن و چائيدن اوباما هم كه هست .

تازگي هم كه ميخواد امريكا رو منزوي بكنه و ازش شكايت هم داره .

از هيچ تحريمي هم كه نميترسه .اصلا هيچكس رو آدم حساب نميكنه .

 حالا هي بگين ا ح م د ي ن ‍ژ ا د بده . خنگه . كودنه . بي حساب و كتاب حرف ميزنه . فكر هيچ چيزي رو نميكنه . نفسش از جاي گرم بلند ميشه .ديوونه است . نه به نظر من كه آدم خوبيه  .اين معجزه ي هزاره ي سوم مباركمون باشه . به قول معروف مرگ ميخواهي برو به گيلان !!

+ نوشته شده در  جمعه 27 فروردین1389ساعت 12:0 PM  توسط عسل بانو  | 

براي همه ننه ايم براي خودمون زن بابا

به شما كه گفته بودم من اهل خوندن مزخرفات مندرج در روزنامه هاي دولتي نيستم ولي خب بازم بد نيست هر چند وقت يكبار يه بهانه اي دستم بيفته . از اون جمله است خبر بسيار جالبي كه ديشب در باره قرقيزستان خوندم . نوشته بود منوچهر  خان به رزا خانوم رئيس دولت موقت مردمي قرقيزستان زنگ زده و ضمن اعلام حمايت از ايشان و تشكيلاتشون فرمودند كه دولت تهران آماده ي كمك رساني به مردمي است كه در جريان نا آرامي هاي اخير صدمه ديده اند . ايشان اضافه كرده بودند كه ج م ه و ر ي اس ال ا م ي اي را ن به خواست ملت ها احترام ميگذارد و....

 ببينم چه جوريه كه فقط خواست ملت ايران اهميت نداره ؟!!! وگرنه هر كشوري از ريز و درشت و پيشرفته و عقب مونده صاحب اختيارند كه زمامداران خودشون رو خودشون انتخاب كنند ؟ و فقط اين پدر سوخته ها هستند كه چهار چنگولي به اين سرزمين چسبيده اند و تا مثل زالو همه ي خون اين مردم رو نمكند ول كن ماجرا نيستند ؟قرقيزستان كشوري است كه در تمام اين سالها فرودگاهش در اختيار هواپيماهاي امريكايي و يا ناتو بوده كه به افغانستان نيرو و تجهيزات جنگي ميفرستاده و حالا هم در اولين اقدام بين المللي اعلام كرده كه با امريكا همكاري همه جانبه خواهد داشت و موافق تمامي طرح هاي امريكا براي منطقه است . اين كشور مورد حمايت اينهاست حالا چه حقه اي تو كاره خدا ميدونه . بعدا گندش در مياد .

 اي رحمت بر پدر و مادر اون كسي كه اين ضرب المثل رو براي اولين بار عنوان كرد كه حالا بعداز چندين سال من يه جمله ي مناسب داشته باشم كه براياين رفتار دولتمردانمون بكار ببرم .

راستي پريشب اين مردك در برنامه ي بدون حاشيه ميگفت اگر 70 - 80 سال وقت بگذاريم تا ايران رو بگرديم جاذبه هاي ايران تموم نميشه و وقت كم مياريم !!! من نميدونم اين خودش احمقه يا مردم رو بلانسبت شما احمق حساب كرده . آخه بگو مرد حسابي مردم نون ندارند بخورند .هستند كساني كه در حسرت يه زيارت مشهد تو اين مملكت انقدر منتظر ميمونن تا ميميرن براشون مقدور نميشه  اونوقت تو حرف از روي سيري ميزني كه جاذبه هاي گردشگري اين مملكت رو در طول ساليان اگر مراجعه كنين تموم نميشه ؟ با فرزاد بحث ميكرديم كه ملتي كه اينو انتخاب كردن بايد بكشن . من گفتم مردم اينو انتخاب نكردن . فوري گفت مامان جان مردم خواستن تا ج م ه و ر ي اس ل ا م ي بياد سر كار و اومده و اينها عواقبشه . چيزي نميگم و توي دلم ميگم مگه تاوان يك اشتباه رو چند سال بايد پرداخت ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 فروردین1389ساعت 8:23 AM  توسط عسل بانو  | 

نازنينم اين چه وقت سفره ...

تازه از آرايشگاه اومدم . از كوتاه كردن موهام خيلي راضي ام . در حاليكه موهامو با دست چپم تكون تكون ميدم تا خشك بشه دولا ميشم و كنترل م ا ه و ا ر ه  رو بر ميدارم و روشن ميكنم . داره ترانه اي از جهان رو پخش ميكنه . خيلي دوستش دارم . صداش يه جور خاصيه . انگار خش داره . ولي الان حوصله ندارم .ترجيح ميدم يه ترانه ي شاد گوش بدم .كانال رو عوض ميكنم اي بابا اينجام كه جهانه !!! ميزنم  پي دي اف . اي بابا . اينم داره جهان رو نشون ميده و يه زير نويس كه از جلوي چشمم سريع رد ميشه و منم نميخونمش . خاموش ميكنم و ميرم تو آشپزخونه تا شام حاضر كنم . وقتي اهل منزل ميان و داستان شام و تميز كردن ميز و دم كردن چاي به پايان ميرسه و منم وقت ميكنم كه بيام روي مبل نارنجي بشينم و ببينم چه خبره ميبينم آقا روي روزنامه  خوابش برده . كنترل رو از دستش در ميارم و به چشم هاي نيمه بازش نگاه ميكنم و ميگم بخواب منم . ميزنم اميد ايران . اه چقدر از اين مرتيكه ي لوس نادر رفيعي بدم مياد ولي بذار ببينم عكس جهان رو چرا گذاشتن  !! گوش ميدم و ميبينم  كه داره در باره ي مرحوم جهان حرف ميزنه  كه شب گذشته در سن 55 سالگي در اثر سكته ي قلبي از ميان ما رفته . مات و مبهوت نگاه ميكنم و باور نمي كنم . چه دنياي نامرديه به خدا . آخه چه وقت رفتن جهان بود ؟ بعد از يه مصاحبه ي تلفني  ترانه ي سفر رو پخش ميكنه و منم كه تا بگي چه كنم اشكام سرازير ميشن شروع ميكنم به گريه كردن . از فين فين من ارباب بيدار ميشه و ميگه چه خبره ؟  چي شده ؟ ميگم چي شده . ميگه براي جهان گريه ميكني ؟ اينم دوست داشتي ؟ تو كيو دوست نداري ؟ ميگم برو بابا . اصلا انگار احساس نداره . نه از چيزي خوشحال ميشه نه از چيزي غمگين . متاسفم براي قلبش كه خاليه . هي نگاه ميكنم و هي گريه ميكنم . يك عالمه خاطره از ترانه هاش دارم . جهان يكي از معدود خواننده هايي بود كه من براش ارزش و احترام قائل بودم . به خاطر صدا و نگاه و رفتار نجيب و متين و صميمي و با وقارش . چه زود بود رفتنش و چه باور نكردني و چه تلخ . چرا هر كسي رو كه ما بيشتر دوست داريم زودتر از دست ميديم ؟وسط اين همه خواننده ي در پيتي و بچه قرتي كه اصلا نه معلومه چي ميخونن و نه معلومه چيكار ميكنن جهان يك جواهر بود .مگه ما چند تا از اين خواننده ها داريم كه سرشون به تنشون بيارزه و براي مردمي كه دوستشون دارن ارزش قائل باشن و ترانه هايي رو بخونن كه مضمون داره و محتوا داره و به دل ميشينه ؟به خدا كه به تعداد انگشتان دست هم نميرسن . حيف بود جهان . خيلي حيف بود .

.

.

.

 امروز قلبم تاريكه . فكرم كار نميكنه .كاش بتونم حق مطلب رو در فرصتي ديگه به شكلي بهتر ادا كنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 فروردین1389ساعت 12:6 PM  توسط عسل بانو  |